محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
630
خلاصة الحكمة ( فارسى )
چون مداومت بدان نموده شد و به طول انجاميد : باطل مىگردد قوّت و ضعيف و صغير مىگردد نبض ؛ به سبب انحلال حرارت غريزيه و ليكن سريع و متواتر مىگردد ؛ به دو جهت : يكى اشتداد حاجت و دوم ، قصور قوّه از آن كه وفا نمايد به تعظيم ؛ پس هميشه در سرعت نقصان و در تواتر ، زيادتى به هم مىرسد به مقدار چيزى كه ضعيف مىگردد قوّه . پس در آخر امر كه مداومت به رياضت به حدّ انهماك و كمال ضعف قوّه رسيد : عود مىنمايد نبض از تواتر به سوى دودى و بعد از آن به سوى نملى در نهايت مرتبه ، پس رجوع مىنمايد اگر رجوع نمايد به سوى حالت اولى خود ، و الّا تسليم مىنمايد . و امّا از « 1 » جملهء امور مغيرهء مضادّهء طبيعت و هيأت « 2 » نبض و از آن جمله ، سوء مزاج است . و دانسته شد نبض هر مزاجى قبل از اين . يا آن كه قوّه منضغط گردد و نبض به سبب انضغاط آن ، صغير متفاوت نمايد . و اگر باشد انضغاط شديد ، مىباشد نبض متفاوت غير منتظم و وزنى خاصّ [ و ] معين آن را نمىباشد . و ضاغط هر كثرت ، امرى است مادّى « 3 » ؛ خواه آن ورمى باشد و خواه غير ورمى . يا آن كه تحليل دهد قوّه را و بگردد نبض ضعيف ؛ مانند وجع شديد و آلام نفسانيهء قويّة التّحليل . مقصد هشتم : در بيان نبض كسى كه طعام و شراب و آب خورده باشد بدان كه مراد از شراب در « 4 » اين جا « خمر » است . اگر طعام به اعتدال خورده شده باشد ، نبض صاحب آن عظيم و قوى و سريع و متواتر مىگردد . و اگر بسيار خورده باشد ، مايل به قوّت و عظم « 5 » و سرعت مىگردد . و قوّت آن ، دير مىماند .
--> ( 1 ) . ب : ( از ) حذف شده . ( 2 ) . ب : به هيأت . ( 3 ) . الف : امر مادى است . ( 4 ) . ب : ( در ) حذف شده . ( 5 ) . الف : عظيم .